مقاله 1. دوره سوم، شماره 33، شهریور 1397

دانلود اصل مقاله

نویسندگان:

مهدی طوسی1، آکو قادری‌2

 

1- دکتری روابط بین‌­الملل، دانشگاه تهران

2- کارشناسی‌­ارشد روابط بین­‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک      

 

چکیده

سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه در طول نیمه قرن گذشته شامل اهداف مشخص بوده که از جمله مهمترین این اهداف شامل: تامین ثبات و امنیت اسرائیل در منطقه، تامین انرژی پایدار از منطقه، طرح دموکراتیزه کردن کشورهای منطقه، تعقیب اهداف بلندمدت اقتصادی در قالب بازار بزرگ منطقه و ثبت و توسعه سیاسی و فرهنگی غرب در کشورهای اسلامی می‌باشد. با وقوع حادثه یازده سپتامبر در سال 2001 مرحله نوینی در سیاست ایالات متحده در خاورمیانه آغاز شد، که شامل دو جنبه مهم بود: نخست تلاش برای تضعیف و یا در صورت امکان تغییر حکومت در کشورهای مختلف مانند عراق و ایران و دوم پیگیری ایجاد سیاست تدریجی اصلاحات کنترل شده در کشورهای دولت و متحد استراتژیک سنتی، اما اقتدارگرایی آمریکا در تغییر حکومت در عراق موفق شد ولی نتوانست تضعیف یا تغییر حکومت در ایران را در دوره بوش به نتیجه برساند. نوع مواجهه آمریکا با روند تحولات رویکرد حکومت‌های حاکمه آینده جنبش‌های مردمی و جایگزین‌های موجود «منافع و امنیت اسرائیل و تناقض بین منافع استراتژیک و اصول دموکراتیک از جمله موضوعات مهم پیشروی آمریکا بود. پرسش اصلی این است که آیا سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه در برهه زمانی قبل و بعد از بهار عربی تغییر یافت؟ و فرضیه موجود آن است که سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در برهه قبل و بعد از بهار عربی در عین برخی تغییراتی‌ روشی، ‌در راستای منافع استراتژیک از پیش تعیین شده این کشور در منطقه بود.

 

واژگان کلیدی: ایالات متحده، امنیت، خاورمیانه، بهار عربی، سیاست تطبیقی

 

 

 

The Study of the United States' Comparative Policy in the Middle East before and after the Arab Spring

 

Article 1.Vol.3. No.33. September 2018

 

Authors:

Mahdi Tusi, Ako Ghaderi

 

Abstract

During the past half-century the United States’ policy in the Middle East have had some specific goals, the most important of which includes providing stability and security for Israel in the region, supplying sustainable energy from the region, a plan to democratize the countries of the region, pursuing long-term economic goals in the form of a large market and registering and developing the west culture and policy in the Islamic countries. After the attack happened on September 11, 2001 a new phase was begun in United States’ policy in Middle East that included two important aspects. First, attempts to weaken or, even, change government of different countries such as Iraq and Iran, and second, to pursue the creation of a gradual policy for controlled reforms in countries of the government and traditional strategic ally. However, American authoritarianism succeeded in changing the government in Iraq, but failed to weaken or change the government of Iran during the presidency of Bush. The type of America’s confrontation with the process of the reforms in the future governments’ approach, popular movements and available alternatives, Israel's interests and security, and the contradiction between strategic interests and democratic principles were among the most important issues faced by the United States. The main question of the study is that “Has the United States’ foreign policy in Middle East changed before and after the Arab Spring?” And the hypothesis of the research is that before and after the Arab Spring, the United States’ foreign policy, while having some changes, was in line with its predetermined strategic interests in the region.

 

Keywords: United States, Security, Middle East, Arab Spring, Comparative Policy